Instagram Photos and Videos for Tag #کلاغان

  • 268 8
    گالری آرتیست Artist.FT ( @گالری آرتیست Artist.FT ) has his #کلاغان #گالری_آرتیست #یلدای گیسوان من آغاز می شود #پاییز بی #بهار به #پایان رسیده است کاری نکن! که #شهر خبردار مان شود #خواب از سر تمام #کلاغان پریده است #مهتاب بازوند شعر به مناسبت یلداست هااا😁 فقط یذره زودتر گذاشتم حواستون باشه پاییز داره تموم میشه😜 ظروف هندوانه ای لعابی رسیییید دوستان🍉😍 پیش دستی هندونه ورق بزنید لطفا سایز دقیق رو ببینید جهت سفارش ضربه روی لینک آبی بیو✌
  • 125 1
    ali ( @ali ) has his #کلاغان . در این زمانه بی های و هوی لال پرست خوشا به حال #کلاغان قیل و قال پرست چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را برای این همه ناباور خیال پرست؟ به شب نشینی #خرچنگ_های_مردابی چگونه رقص کند ماهی زلال پرست ؟ رسیده ها چه #غریب و نچیده می افتند به پای #هرزه علفهای باغ کال پرست رسیده ام به کمالی که جز اناالحق نیست کمال #دار برای من کمال پرست هنوز زنده ام و زنده بودنم #خاری ست به چشم تنگی نا مردم #زوال پرست #محمدعلی_بهمنی پی نوشت : از دست #دروغ گو های #متوهم و #خودخواه همراه با زندگی و افکار #زرد و #مبتذل به کناری می گریزم #ابتذال #تناقض #پارادوکس #توهم #بدرود
  • 353 84
    h_koshari_1998 ( @h_koshari_1998 ) has his #کلاغان در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست خوشا به حال #کلاغان قیل و قال پرست چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را برای این همه ناباور #خیال پرست #خيال_پرست
  • 100 3
    "محمدرضا فاضلی IRIB " ( @"محمدرضا فاضلی IRIB " ) has his #کلاغان یک #پنجره رو به #باغ #پاییز خوش است #کنسرت #کلاغان #سحرخیز خوش است با خش خش برگ و نم نم #بوسه ی ابر یادتو دراین صبح دل انگیز #خوش است #صبح #دل_انگیز #محمدرضا_فاضلی
  • 214 14
    يَا هَادِيَ مَنِ اسْتَهْدَاهُ🌱 ( @يَا هَادِيَ مَنِ اسْتَهْدَاهُ🌱 ) has his #کلاغان . . . دراین زمانه ی بی هیاهوی #لال_پرست خوشا به حال #کلاغان  قیل و قال پرست چگونه شرح دهم، لحظه لحظه خود را برای این همه #ناباور #خیال_پرست به شب نشینی خرچنگ های مردابی چگونه رقص کند #ماهی #زلال_پرست؟ رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند به پای هرزه علف های باغ کال پرست رسیده ام به #کمالی که جز اناالحق نیست کمال دار را برای #منِ کمال پرست هنوزم زنده ام و زنده بودنم خاریست به #تنگ_چشمی #نامردم #زوال_پرست . . . . زنده بودنم خاریست _________________ #یاعلی_مددی🌱
  • 2 0
    حـَسَـنـَــڪ ڪُـجـایـے ( @حـَسَـنـَــڪ ڪُـجـایـے ) has his #کلاغان در این #زمانه ی بی #هیاهوی #لال #پرست خوشا به حال #کلاغان #قیل وقال #پرست!! #حبیب
  • 23 0
    محمد کوپالی ( @محمد کوپالی ) has his #کلاغان در این زمانه ی بی های هوی لال پرست خوشا به حال #کلاغان قیل و قال پرست چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را برای این همه ناباور خیال پرست ؟! به شب نشینی خرچنگ های مردابی چگونه رقص کند ماهی زلال پرست ؟! رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند به پای هرزه علفهای باغ کال پرست ! هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری ست به تنگ چشمی نامردم زوال پرست #محمدعلی_بهمنی
  • 15 0
    اکرمی هاشم محمد ( @اکرمی هاشم محمد ) has his #کلاغان #غم #قفس #را ب #کنار #انچه #عقاب را #پیر میکند #پرواز #کلاغان بی #سرو #پاست
  • 284 15
    mehdi ( @mehdi ) has his #کلاغان در این #زمانه ی بی های و هوی لال پرست خوشا ب حال #کلاغان قیل و قال پرست چگونه #شرح دهم لحظه لحظه ی خود را برای این همه #ناباور خیال پرست ب شب نشینی #خرچنگ های مردابی چگونه رقص کند #ماهی زلال پرست؟
  • 73 1
    amin beyranvand ( @amin beyranvand ) has his #کلاغان در این #زمانه بی های و هوی #لال‌پرست خوشا به حال #کلاغان قیل و #قال‌پرست
  • 160 1
    «کاغذ پاره های دوست داشتنی من» ( @«کاغذ پاره های دوست داشتنی من» ) has his #کلاغان 🌹🌹🌹🌹 «کاش کسی باشد از ما خبری برای خدا ببرد» _ کاش کسی باشد از ما خبری برای خدا ببرد ما به اندازه ی تمام نداشته هایمان خسته ایم در این دالان تاریک و طاقت فرسا که به آن روزگار میگویند رشته درد بافته ایم تا عریان نباشد تن بی جان زندگی نمیدانم شاید در حقارت زمین مدفونیم و در وسعت آسمان گمشده ایم که خدا هم بی خبر است ز حال ما کاش کسی باشد از ما خبری برای خدا ببرد ما در حوضچه ی زمان رخت سیه میشوییم و در باغچه ی افکارمان گل خشکیده میبوییم در پس کوچه ی لحظاتمان بخت دوشادوش باد شیون های حزن الود سر میدهد و از باغستان سرنوشت نحسی اواز کلاغان به گوش میرسد ما عشق را انعکاس محال در ایینه ی ترک خورده ی احساس می پنداریم و در قلب هایمان غم است ک طغیان میکند کاش کسی باشد غم ها را یک‌ جا ببرد کاش کسی باشد از ما خبری برای خدا ببرد _ #کاش#خدا#عشق#زندگی#باغستان#کلاغان#گل#خاص #تاریک#روزگار#غم#قلب #کاغذ پاره
  • 24 2
    Ali Shirzadi ( @Ali Shirzadi ) has his #کلاغان کلاغ ها Crows #crow #crows #trees #iran #kashan #kashanica #everydaykashan #ایران #کاشان #کاشانیکا #کلاغ #کلاغها #کلاغان #کلاغ_ها #درخت #درختان
  • 101 2
    _m.z_ ( @_m.z_ ) has his #کلاغان در این زمانۀ بی های وهوی #لال پرست خوشا به حال #کلاغان قیل و قال پرست چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را  برای این همه ناباور ِ #خیال پرست؟ به #شب نشینی خرچنگهای مردابی چگونه رقص کند ماهی ِ زلال پرست؟ رسیده ها چه #غریب و نچیده می افتند به پای هرزه علفهای باغ ِ کال پرست رسیده ام به کمالی که جز انالحق نیست کمال ِ دار برای من ِ کمال پرست هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری ست به تنگ چشمی ِ نامردم ِ زوال پرست
  • 17 1
    كلاغان در راهند ( @كلاغان در راهند ) has his #کلاغان #این_داستان:سرکلاس با کیارستمی وقتی خسته ام، وقتی کلافه ام هیچی به اندازه رفتن به کتاب فروشی آرومم نمی کنه اونم از جنس #شهرکتاب، امروزم از اون روزایی بود که ترجیح ام بود ترافیک میرداماد و به قصد رفتن به شهر کتاب تحمل کنم. وقتی داخل شعبه شدم؛ مثل همیشه بوی خوش کتاب ها مست و مدهوشم کرد. کتابا رو دونه دونه درمیاوردم از قفسه و همونجور که عنوان کتاب و نویسنده شو میخوندم ورق ها شو جلوی بینی ام میگرفتم و نفس میکشیدم !در این حین چشمم خورد به کتاب سر کلاس با کیارستمی، کتاب و گرفتم دستم خیلی سبک بود و برگهای کاهی داشت، توش هم تصاویری سیاه و سفید از کیارستمی بود. قیمت پشت جلدشم 15000 تومان بود. تو مقدمه کتاب نوشته بود؛ وقتي سخن از سينماي #شاعرانه مي‌رود، منظورم نوعي سينما است كه خصوصيات شعر را در بردارد، كه گستره بيان شاعرانه را طي مي‌كند. #کلاغان #داستان_تجربه #کلاغان_در_راهند #کتاب#کتابدونی
  • 76 0
    پایگاه علمی و فناوری نیاسا ( @پایگاه علمی و فناوری نیاسا ) has his #کلاغان . پناهگاه #کلاغان شدم خوش آن برفی که کم کم آمد و یکباره رو سفیدم کرد #برف #فرهنگی #متفرقه WWW.NIASAMED.COM | نیاسا
  • 15 2
    كلاغان در راهند ( @كلاغان در راهند ) has his #کلاغان . ‍ #این_داستان : شهر جای زیبایست... در شرایط فعلی،گرفتن مرخصی از مدیرم شبیه گرفتن ارث مبارک از پدر ایشان است بنابراین من از آن دسته کارمندانی هستم که تمامی تلاشم را می کنم تا مرخصی هایم را برای روزهای مبادا نگه دارم. باتمام این اوصاف بازهم در شرایطی قرار گرفتم که مجبور شدم برای افتتاح حساب در بانک شهر مرخصی بگیرم که خیلی به صلاح کار من نبود. از قضا چند روز بعد وقتی وارد نت شهر بانک شهر در خیابان میرداماد شدم ، با دستگاه هایی را دیدم که احساس کردم چقدر می تواند دغدغه های مرخصی مرا کم کند. این اتاقک شامل چهار دستگاهی بود جدیدترین آنها VTM نام داشت و در هفت روز هفته و بیست و چهار ساعت شبانه روز افتتاح حساب می کند، شامل دو دوربین برای گرفتن عکس و یک خودکار و یک اسکنر کوچک برای اسکن مدارک و همان لحظه هم کارت و دفترچه حساب را صادر می کند. یک دستگاه دیگر هم داشت که دقیقا تمامی مشخصات خود پردازها را داشت با یک امتیاز ویژه و آن این بود که می توانستی همان لحظه پول نقد خود را در دستگاه بگذاری و در سه سوت به حساب بانک شهر خودت یا سایر دوستان بانک شهری پول واریز کنی ، و این قضیه مرا بی اندازه هبجان زده کرد . دستگاه کارت هدیه اش هم که بارها از آن استفاده کرده بودم بی نظیر است همان لحظه کارت را با مبلغ مورد نظرمان انتخاب می کنیم و با تعداد کاراکتر محدود شروع به نوشتن تبریک بر روی کارت می کنیم . من با نت شهر ، شهر خودم را مدرن تر تجربه می کنم و با امید به حذف کارمزدهای بی حد و مرزش، نبض شهر الکترونیک را در دل شهرهای واقعی خود خواهم شنید ... #هپی_کلاغو_لبخند_میزند #بانک_شهر #VTM #بانکداری_مدرن #داستان_تجربه #کلاغان
  • 102 32
    سلمان ( @سلمان ) has his #کلاغان #باغ_كال در این زمانه بی های و هوی لال پرست خوشا به حال #کلاغان قیل و قال پرست . چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را برای این همه ناباور خیال پرست؟ . به شب نشینی خرچنگ های مردابی چگونه رقص کند ماهی زلال پرست . رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند به پای هرزه علف های باغ کال پرست . رسیده ام به کمالی که جز اناالحق نيست کمال دار برای من کمال پرست . هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری ست به چشم تنگی نامردم زوال پرست . . . . #سلمان_شكيب شعر از #محمد_علي_بهمني
  • 17 1
    كلاغان در راهند ( @كلاغان در راهند ) has his #کلاغان . ‍ #این_داستان؛ حسرت عروسک خریدن با خود زمزمه میکردم، با برگ ها نیامدی، با برف ها بیا ... تا چشمانم به یک مغازه پُر از عروسک های فانتزی افتاد. بازی با رنگ ها و چیدمان عروسک ها هر آدم عاشقی را به خود جلب میکرد. یک درخت کریسمس هم از آن بالا به من چشمک میزد و سال جدید میلادی را به رخ میکشید. سرم را بالا گرفتم تا ببینم مغازه ای که با این همه بی حوصلگی مرا به خود جذب کرده بود اسمش چیست! "#پالیز "مغازه است روبه روی خیابان سیزدهم نیلوفر در سهروردی است. پله را به سمت بالا رفتم، ارتفاع مغازه نسبت به سطح زمین حس رهایی خوبی داشت، بازی با رنگهای شاد مدام انگیزه زندگی را به من تزریق میکرد... با تمام بی حوصلگی دستگیره دَر را به سمت داخل گشودم و با انبوهی از عروسک های قرمز که نوید ولنتاین را می دادند رو به رو شدم. - سلام آقا ... - سلام... - آقا ببخشید این چند؟ - قابل شما رو نداره؟ 80 تومن! - بله ..مممنون - جناب ببخشید این دو تا چی؟ - خواهش میکنم، اولی 100، دومی هم 65.. - آهااا. مرسی جناب دستگیره دَر را به سمت بیرون هُل دادم. سرمایی صورتم را لمس کرد قدم هایم به سطح زمین نزدیک میشدند، و من آرام آرام با خود نجوا میکردم. بیخیال گرونی این مغازه ، بیخیال عروسک ها و خرس های قشنگ... بیخیال ولنتاین و کریسمس... بعضی از مغازه ها را فقط باید دوست داشت ، از دور به آنها نگاه کرد و لذت بُرد و پالیز برای من از آن دست مغازه ها است. #کلاغوشکا_چک_و_چونه_میزند #عروسک_فروشی #پالیز #ولنتاین_و_کریسمس #داستان_تجربه #کلاغان
  • 30 1
    سـپـهــــــــsερεɦЯــــــر ( @سـپـهــــــــsερεɦЯــــــر ) has his #کلاغان ای فلات باستانی بوی هجران می‌دهی روی دست #نارفیقان عاقبت جان می‌دهی #چلسُتونَت بی‌سُتون شد بیسُتونت غرق خون تخت جمشیدت شکست این‌گونه #تاوان می‌دهی از کران تا بی‌کران مُلک سواران تو بود پس چرا این روزها بوی #کلاغان می‌دهی؟ گوسفندان می‌چرند در طاق بُستانت کنون #ارگ-بم را از چه رو کابین دیوان می‌دهی؟ سرزمین #آریایی پرچَمت بی‌رنگ شد یاد مرگ باغ‌های سبز #شِمران می‌دهی! چارباغت زرد شد #زاینده-رودت خشک رود ای دریغ، آه، ای وطن کی بوی #باران می‌دهی؟ #کورشت کو؟ خسروانت چون شدند؟ جای باده شوکران در کام #یاران می‌دهی تُرک و کُرد و لُر اسیری می‌کشند بهر اقوامت کنون #شام-غریبان می‌دهی از پس ِتاریخ #رستم سوگواری می‌کند ای دریغا این‌چنین مزد دلیران می‌دهی زارعان در کوه و جُمله شاعران در حبس و شیران *در قفس، این چه تقدیری است بر #قوم پریشان می‌دهی؟ اشک نادر خون‌چکان شد حافظ از شیراز رفت! پس تو کی امّید بر این #مُلک-ویران می‌دهی؟ تیر آرش گر نشیند بر فراز کوهسار بار دیگر مام من بوی #بهاران میدهی #سیمین_بهبهانی 
  • 119 10
    چکاوک ( @چکاوک ) has his #کلاغان #چکاوک گوش کن ! میشنوی؟! نفس باد، تورا میخواند چشم بگشا و ببین درپس پنجره مه آلود یک دم این برف، نمیماند باز و من اینک اما ... سخت دلتنگ تر از، دیروزم من ودلتنگی من ! روزگاریست، به هم خو کردیم عادتی نیست غریب... سیما جوکار -بخشی از شعرکلاغان سیاه-از مجموعه ساقیان هفت رنگ عکس:خودم😊 #چکاوک #زمستان #برف #قهوه #دلتنگی #تنهایی #کلاغان سیاه
  • 177 11
    محɓʌəɥ🌐مود 📝 شاعر ✏ 📚📖 نویسنده ( @محɓʌəɥ🌐مود 📝 شاعر ✏ 📚📖 نویسنده ) has his #کلاغان درمیان سڪوت قناریان خوشخوان ڪلاغان بدخوان ترانه خوان شده اند ومترسڪاني فربه ڪه به بدنامي مرغڪاني نحیف برشالیزار گماشته شده اند تامزرعه دار هموار برتملڪ زمین بماند درحالي ڪه دستي نیز به آسمان دارد وبر مدح و ثنای آسمان مجوز برتملڪ نفوس بگیرد وآسماني تنها خوشنود از رقم خوردن تقدیر مقدر خود #محمودعگوہ #تملک#قناریان#خوشخوان#کلاغان##شالیزار#مترسکان#ادبی#ثنا#مدح#آسمان#تقدیر #
  • 49 4
    Alireza Mirzaei ( @Alireza Mirzaei ) has his #کلاغان در  این زمانه ی بی های و هوی لال پرست. خوشا به حال #کلاغان قیل وقال پرست. چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را. برای این همه ناباور #خیال پرست.
  • 84 2
    Tohid jf ( @Tohid jf ) has his #کلاغان # #در این زمانه بی های و هوی دلار پرست خوشا به حال #کلاغان قیل و قال پرست #چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را برای این همه ناباوره خیال پرست؟ #به شب نشینی خرچنگ های مردابی چگونه رقص کند ماهی زلال پرست #رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند به پای هرزه علفهای باغ کال پرست #رسیده ام به کمالی که جز اناالحق نیست کمال دار برای من کمال پرست #هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری ست به چشم تنگی نا مردم زوال پرست وسلام
  • 44 4
    Hossein.Niroomand ( @Hossein.Niroomand ) has his #کلاغان بر گلوگاه اخته‌ی شامگاه ما دو نفر بودیم یکی بینای بی‌زبان و دیگری شنوای کور سرنوشت ما این چنین نبود سرنوشت ما این چنین شد بر پهنه‌ی کبود چشمانمان زار می‌زنیم زیر خاکستریِ آوارِ خورشید بازی را ما آغاز نکرده بودیم آغاز، انتهایی هولناک و هستی که قد می‌کشید به اندازه‌ی موریانه‌ای که قد می‌کشید به اندازه‌ی خودش می‌جوید... و سر از تمام سوراخ سمبه‌هایمان درمی‌آورد غسل تعمید می‌دهمت بر گلوگاه اخته‌ای، شامگاهان گناهان پدر بخشوده می‌شوند؟؟ به سوررئال‌ترین شکل زبان بیاندیش به سوررئال‌ترین شکل زمان آن‌ها برای ما اتفاقی هر روزه است کلاغان زوزه‌کشان آشیانه می‌سازند بر بلندای انگشتان خدا خدا را تنها کلاغان می‌شناسند ما دو نفر بودیم مُرده بر بلندای انگشتان خدا سرنوشت ما این چنین نبود سرنوشت ما این چنین شد برای تمام دوستانی که من را می شناسند و می شناسمشان... نقاشی از سالوادور دالی به اسم فیل ها به سال 1948 #شعر#حسین_نیرومند#کلاغان#خدا#سالوادور_دالی#سوررئالیسم